المحقق النراقي
524
خزائن ( فارسى )
أتدرى بما ذاغفرت لك ؟ قلت : بصالح عملى ؟ قال : لا ، قلت : بإخلاصى فى عبوديتى ؟ قال : لا ، قلت : بكذا و كذا ؟ قال : لا ، كل ذلك لم أغفرك بها ، فقلت : إلهى فبماذا ؟ قال : أتذكر حين تمشى فى دروب بغداد فوجدت هرة صغيرة قد أضعفها البرد و هى تنزوى إلى اصول الجدار من شدة الثلج و البرد فأخذتها رحمة لها فأدخلتها فى فرو كان عليك وقاية لها من البرد ؟ فقلت : نعم قال : برحمتك لتلك الهرّة رحمتك . و قريب به اين است آنچه را بعض از علماء موثقين از احفاد فاضل ملا محمد باقر مجلسى - رحمه اللّه - به جهت حقير حكايت كرد كه فاضل مذكور با ملا محمد صالح مازندرانى معاهده نمودند كه هر يك را سابق بر ديگرى وفات رسد در عالم منام آن ديگرى را از آنچه بر او گذشته اعلام نمايد . ملا محمد باقر سابق بر ملا صالح وفات نمود ، بعد از يك سال شبى او را در واقعهاى ديد . اوّل سؤال نمود كه با وجود معاهده چرا تا به حال خود را در منام ننمودى ؟ گفت : چندان وحشت و گرفتارى مرا بود كه ميسرم نبود و حال فى الجمله انس و فراغى حاصل شد . بعد از آن سؤال نمود از آنچه بر او گذشته بود ، گفت : مرا در مقام خطاب الهى بازداشتند ، خطاب رسيد چه آوردهاى ؟ عرض كردم : الهى تو داناترى ، پس باز از من تعداد حسنات خواستند ، عرض كردم : عمر خود را در تأليف و تصنيف كتب أحاديث و اخبار صرف كردم و در جمع احاديث و تفسير آنها كتابها نوشتهام . خطاب رسيد راست است و ليكن آنها را مصدر بأسماء سلاطين نمودى و از توصيف آنها و تعريف مردم آنها را مبتهج و مسرور مىشدى و از مذمّت آنها دلگير مىشدى ، همان تعريف و توصيف و خوشنودى سلاطين اجر تو است از آنها ، عرض كردم : اوقات خمسه را به امامت و جمع مردم بر اقامهء صلاة صرف